مثل هیچکس

می شکند او نيز ؟
نویسنده : - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸۱
 
خسته ام،از اینهمه راه خسته ام
از تو ،از من ،از این عشق بیمار خسته ام
چقدر خواب خوبه... چه لحظه هایی از این بهتر که آدم به اون چیزهایی که می خواد و دوست داره ،به اون چیزی که پس از سالها فهمیده نقطهء پایانش برسه و همهءگذشته را فراموش کند و فقط خاطرات خوب مثل یک فیلم کوتاه از ذهنش بگذرد
چقدر خوب بود اگه همهءزندگی ما مثل خواب همه اش پر از پاکی و آرامش و دستیافتنی بود، همه چیز در گروی یک چیز بود ،عشق و فقط عشق...
عشق چشمان سیاهی که فقط حرف دل را می زند،نه حرف این دنیایء...
روزی ما به این سرزمین نزدیک می رسیم که هر لحظه فکر می کنیم از آن دورتریم و گل زردی از آن گلهای بهاری را به آب می دهیم که نه از روی کینه بلکه بخاطر عشقی پاک که پس از سالها دیوانگی پیدایش کرده بودیم و بخاطر سنبل حیات عشق ،نه تنفر،به زلال آب می دهیم تا عکس خود را در آن ببینیم که چه بودیم و چه کردیم
تا روزهای بد گذشته را با خاطرات خوب آینده عوض کنیم که البته هیچکدام از یادمان
نمی رود،هیچگاه..،حتی در عالم مستی ،که در آن نیز پاکتریم...



29 اسفندی؟

اگه مثل من زیاد به فال اعتقاد نداری شاید از طالع بینی بدت نیاد؟
این فرد دوستان بسیاری دارد و از ثروت همسرش بهره می گیرد.استعداد نویسندگی دارد و
می تواند نویسنده ای خوب باشد.
دارایی او نزدیک آب است.این شماره(29) بسیار مهم و نشان راه حل و نقشه های جدیدی برای بهبود وضع انسان است و در مورد حوادث آینده ،تاخیر را نشان می دهد.

سخن امروز

قدرت بر مبنای نوع دانشی است که شخص دارد،فایدهء دانستن چیزهای بیهوده چیست؟
آنها ما را برای رویارویی اجتناب ناپذیر با ناشناخته آماده نخواهند کرد.

 
 
 
نویسنده : - ساعت ٩:۳٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸۱
 
اين چند روزه دنبال کارهای دانشگاهم و دارم الانم از سايت دانشگاه بعد از اينهمه از اين دالون

به اون دالون فرستادنم با اين اعصاب آروم ديگه نمی دونم ............ خودتون بهتر می دونين

اينم عکس امروزم



Photographer : Simone Maria Navarra
Caption : The Ring - 2
Exposure Location City : Rome
Country : Italy

 
 
روز بدشانسی
نویسنده : - ساعت ٢:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸۱
 
امروز روز بد شانسي ام بود.از ظهر که رفتم بيرون تا شب يکسره بد آوردم(البته بخاطر سکه ام

که روي بد شانسيش بود نيست) چون به نظرم شانس یا فکر اينکه بد شانسيم رو هم خودمون تلقين ميکنيم که شايد

از نگاه ديگه اي اون اتفاقات شانس زندگي باشه بهر حال مي خوام يک خونه تکوني بکنم وبراي

سال نو اينجا رو هم حال و هواشو يه ذره عوض بکنم که از يکنواختي در بياد ولي باور کنين فقط

شبها وقت دارم که اونم با چشمهاي خسته و نيمه باز تا ۲و۳ نمي دونم ديگه چجوري

مي نويسمو چه جوري غلط گيري ميکنم ديگه شما با چشمهاي درشتتون منو ببخشين

اگه

ميخوام براي هر دفعه يا اگه وقت کنم هر روز غير از چرت و پرتهاي خودم که تحمل مي کنين

يک خبر داغ ؛يک عکس روز ؛ يک آهنگ تاپ و متنش فعلاْ که کم کم چيزهاي ديگه هم مانند

فال روز و يک سري بحث روز و .... اضافه کنم که البته بتونم فعلاْ چند تاي اول رو از پسش(وقتش)

بر بيام دستتونم ميبوسم و اگه نظرهاتونم در اين مورد بفرستين که ديگه

فعلاْ براي اينکه بيشتر از اين نفرينم نکنين خفه ميشم و»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»



اولين خبر از سايت پيک ايران:

يکي از مجازاتهاي پيشنهادي به جاي مجازات سنگسار اعدام ميباشد!


قوه قضاييه در حال تعيين مجازات جايگزين سنگسار است و قصد دارد به زودي آن را به صورت يک ماده واحده براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي بفرستد. با اين وجود مسئولان بلند پايه اين قوه از ارائه هرگونه توضيحي درباره آن خودداري مي کنند. تنها روابط عمومي قوه قضاييه در گزارشي مبهم اعلام کرده است که درجلسه هفته گذشته مسئولان قوه قضاييه ماده واحده پيشنهادي معاونت قضايي درباره تعيين مجازات براي محکومان به اعدام و رجم که مورد عفو قرار گرفته اند مورد بحث و بررسي قرار گرفت و براي تکميل و اصلاح آن به معاونت قضايي ارجاع داده شد.
براساس آنچه از گزارش روابط عمومي قوه قضاييه بر مي آيد، در ماده واحده پيشنهادي، محکومان به سنگسار و همچنين محکومان به اعدام پس از اينکه مورد عفو قرار گرفتند، به تحمل مجازاتهاي ديگري محکوم مي شوند. در گزارش ذکري از نوع اين مجازاتهاي جايگزين به عمل نيامده است.
قربانعلي دري نجف آبادي، رييس ديوان عدالت اداري در گفت و گو با خبرنگار ما در حالي که از ارائه هرگونه اطلاعات پيرامون اين موضوع خودداري کرد، گفت: من در آن جلسه حضور نداشته ام و اجازه ندارم حرف بزنم. قرار شده همه اخبار مربوط به اين قضيه از کانال روابط عمومي قوه قضاييه اعلام شود. وي حاضر نشد پيرامون صحبتهاي آيت الله شاهرودي درباره لزوم جايگزيني مجازات سنگسار با يک مجازات مناسب نيز نظري دهد.
اين در حالي است که دري نجف آبادي تنها مسئول قضايي بود که پيش از اظهار نظر رييس اين قوه توقف اجراي مجازات سنگسار را اعلام کرده بود.
پيش از اين از جايگزيني مجازات سنگسار با اعدام صحبت شده بود که به نظر مي رسد با توجه به اينکه در ماده واحده مذکور مجازات جايگزين براي اعدام هم پيش بيني شده است، اعدام محکومان به سنگسار منتفي باشد. از سوي ديگر با توجه به تراکم بالاي تعداد زندانيان در زندانها و تمايل مسئولان قضايي به استفاده از مجازاتهاي جايگزين حبس، به نظر مي رسد مجازاتهاي زندان طويل المدت نيز گزينه مناسبي از نظر قوه قضاييه نباشد.
ناصر قوامي، رييس کميسيون حقوقي و قضايي مجلس درباره مجازات جايگزين سنگسار به خبرنگار "زنان ايران" گفت: با توجه به اينکه در اسلام، مهم به مجازات رساندن مجرم است و نه شکل مجازات، مي توان مجازاتي جايگزين براي رجم تعيين کرد که اعدام هم نباشد.من خودم پيشنهادهايي دارم ولي نمي خواهم قبل از همه اظهار نظر کنم.ترجيح مي دهم اول مراجع بزرگ اظهار نظر کنند و بعد من نظر بدهم.
پس از اينکه دولت ايران بر اثر فشار محافل حقوق بشر و به خصوص اتحاديه اروپا، تصميم گرفت اجراي مجازات سنگسار را متوقف کند، بحث پيرامون نحوه مجازات مرتکبين زناي محصنه آغاز شد. زناي محصنه، برقراري رابطع جنسي توسط مرد يا زني است که همسر دارد.
زنان ايران



و اولين عکس




Photographer : Eugene Choi
Caption : the birth of Eros
Gosh, when I crack my eggs, they don't look anything like this one. Mine are usually a bit messier. Nice idea. I find the shadow on the right distracting. Good use of color
 
 
شما هم؟
نویسنده : - ساعت ۱:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۱
 
اگه شما هم مثل من خسته شدین یا از هرچی دوروبرتون حالتون بهم خورده یا از تبلیغهای

مسخره بیشتر سایتها که پشت سر هم باز میشند و disconnect های پشت سر همو....

می تونین خیلی کارها بکنین ولی من توصیه میکنم زیاد...فکر نکنین. می تونین اول مثل

من بیخیال بشین بعدشم آهنگ شاد گوش بدین یا زیاد بخوابین...

ولی بهتر اینکه، کاری رو که دلتون رو آروم می کنه آنجام بدین مثلاً مثل من بنویسین بخونین..

منکه وقتی میخونم و مینوسم مخصوصاً مثل خبرهای ۱۶ اسفند واقعاً آروم میشم اونم منکه

با کپسول آتشنشانی هم شاید به زحمت بتونن خاموشم کنن

ولی شما می تونین ابتدا popup killer دان لود کنین مثل ۶.۱ zero popup که می تونین تو

download.com پیداش کنین تا اول از شر تبلیغهای اضافه سایتها راحت بشین بعد اگه هنوز

دیسکانکت نشدین و اشتراکتون تموم نشده باشه تازه ساعت ۲ شب ببینین چی آرومتون

میکنه اونم تو این اینترنت کوچولو ): که البته من همیشه این موقع خوابم میگیره ولی شما

اگه موفق شدین برام بنویسین اونموقع چه احساسی دارین
 
 
۱۶ اسفند
نویسنده : - ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٢ اسفند ۱۳۸۱
 
چقدر بعضی کارهايی که ما آنجام ميديم ميتونه رو ديگران و حتی زندگيشون تا ثير بذاره.حتماْ

شما هم از کمک به بچه های بی سرپرست در ۱۶ اسفند خبر دارین.. واقعاْ اگه همهْ ما

می تونستیم مثل خانودهْ وبلاگرها تو زندگیمونم با اطرافیانمون همینجوری رفتار کنیم شاید

امیدوارتر به زندگی نگاه می کردیم.

من که خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم و امیدوارم باز هم بچه های خوب وبلاگ از این

قبیل کارها انجام بدن تا بفهمیم هنوز عشق نمرده. البته من نسبت به دوستانم تازه وارد

وبلاگ شدم ولی منم همراه شما سعی میکنم سهم کوچیکی در این خوبی ها داشته باشم.

 
 
۷۰۰ هزار نفر فقط در تهران رای دادند
نویسنده : - ساعت ۳:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۱
 
امروز سياسی:

اگه بر عکس من از سياست خوشتون مياد (کلتون هنوز بوی قرمه سبزی میده؟)

سری به اين سايت بزنيد:پيک ايران
تنها 700 هزار نفر در تهران راي داده‌اند

تاجرنيا گفت: در روستاها در حدود دوسوم واجدان شرايط در انتخابات ديروز شركت كرده‌اند اما اين رقم در شهرهاي كوچك بين 45 تا 50 درصد و در كلان‌شهرها بسيار پايين‌تر است؛ از جمله در تهران، حدود 25 درصد است.
رييس هيات مركزي نظارت بر انتخابات، اعلام كرد: تا به حال حدود يك سوم صندوق‌هاي راي در شهر تهران شمارش شده كه 200 هزار راي در آن‌ها بوده است، اما چون اين صندوق‌ها صندوق‌هاي كم‌راي بوده‌اند، پيش‌بيني مي‌شود كه آراي شهر تهران حدود 700 هزار نفر باشد.
به گزارش خبرنگار سياسي ايسنا، تاجرنيا در جمع خبرنگاران اظهار داشت: در روستاها در حدود دوسوم واجدان شرايط در انتخابات ديروز شركت كرده‌اند اما اين رقم در شهرهاي كوچك بين 45 تا 50 درصد و در كلان‌شهرها بسيار پايين‌تر است؛ از جمله در تهران، حدود 25 درصد است.
تاجرنيا اعلام كرد: تقريبا با توجه به اين‌كه ميزان مشاركت مردم، به‌ويژه در شهرهاي بزرگ، كم بوده و جناح موسوم به راست، راي ثابتي دارد، تا به حال فهرست‌هاي آنان از جمله آبادگران در تهران و آفتاب در اصفهان، جلوتر هستند.
وي موارد تخلف را عموما ارايه‌ي فهرست‌ها در روز اخذ راي در بعضي از مكان‌ها از جمله در نماز جمعه اعلام كرد و شايعه‌ي توقف يكي از شعب اخذ راي را رد كرد.
وي نگراني مقام معظم رهبري را ناظر به برخي از گزارش‌ها دانست.
تاجرنيا افزود: اگر گزارشي از تخلف دريافت كنيم، قانون روال را مشخص كرده، تاييد و رد صلاحيت‌ها برعهده‌ي هيات‌هاي اجرايي بوده است و هيات‌هاي نظارت كار نظارت را به عهده داشته‌اند.
وي افزود: هيات‌هاي نظارت سعي كرده‌اند تاييد صلاحيت‌ها مطابق شرايط قانوني باشد و اگر تخلفي صورت گرفته باشد از سوي مراجع قانوني پي‌گيري مي‌شود.

 
 
سايت دانشجوهای مسلمان
نویسنده : - ساعت ۱:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اسفند ۱۳۸۱
 
شايد اسم اين سايت را شما هم شنيديد مثل من اولش براتون جالب باشه

ولی به هر حال اگه دوست دارين اخبار بعضاْ داغ رو ببينيد يک سری به اين سايت

با بعضی عکسهای با مزه اش؟ بزنید بيداری

این نیز خبری از همین سایت به روایت خودشان:

در پارك شهر چه گذشت؟




درباره واقعه درياچه مصنوعي پارك شهر تهران قرار است چقدر فكر كنيم؟ اجازه دهيد به
عنوان كسي كه از نخستين دقايق واقعه تا پاسي از نيم شب گذشته، لحظه لحظه با آن
درگير بوده است، پشت صحنه ماجرا را مرور كنم.

سربازي از نيروي انتظامي كه تازه از آب بيرون آمده و سرورويش از لجن پوشيده است، با
اشك گونه هاي خود را مي شويد و مي گويد: دختر بچه ها جيغ مي كشيدند و كمك مي
خواستند. من هول شده بودم. خيلي زود آنها را در آب گم كردم. چندتايي از آنها را به
كنار استخر رساندم. اما بقيه گم شده بودند. خدايا! اين چه روزي در زندگي من بود!!

مأموران آتش نشاني زودتر از ديگران رسيده اند. معاون عمليات آنها مي گويد: وقتي
رسيديم پنج جسد روي آب بود. احتمال داديم عده اي زير آب باشند. غواص ها به درون آب رفتند. اما آخر چگونه ممكن است؟! اينجا فقط دومتر عمق دارد؟

سروكله فردي كه خود را پيمانكار سابق قايقراني در درياچه مصنوعي معرفي مي كند هم پيدا مي شود. او اينجا چه مي كند؟! مي گويد: 6 سال بود كه استخر پر از لجن و جلبك بود و براي قايقراني مشكل داشت. براي من هم صرف نمي كرد. به خاطر وضاع عمومي پارك، خانواده ها براي تفريح كمتر به اينجا مي آمدند. پيمانكار جديد هم شايد مي خواسته برايش صرف كند كه 15 دانش آموز را بدون جليقه نجات و بدون حضور نجات غريق در زير يك آسمان طوفاني به وسط آب برده است.

ساعتي بعد مردي پرسوز و گداز از وزارت كشور مي رسد. تاب و سوز او براي بچه ها نيست.
از دست خبرنگاران عصبي است كه چرا تعداد كشته شدگان را 11 نفر اعلام كرده اند و
گوينده خبر ساعت 14 سيما آن را فاجعه ناميده است. در صورتي كه تعداد كشته شدگان تا آن ساعت فقط هفت نفر بوده است. و اين احتمالاً نمي توانسته است يك فاجعه باشد.

ساعتي ديگر يكي از اعضاي شوراي شهر نيز به كنار استخر مي آيد. او هم گريه مي كند.
او و چهار عضو ديگر شورا به تازگي از سوئد بازگشته اند تا تجربه اداره شهر را از
استكهلم به تهران ارمغان آورند. يك عضو ديگر اما در لندن است تا براي خود فرصت هاي
مطالعاتي را بررسي كند. يك عضو ديگر گفته است كه نمي تواند بيايد و يكي ديگر از
همان ابتدا نيامده است. مي مانند بقيه كه به حد نصاب نمي رسند و شوراي شهر را تعطيل
كرده اند. حالا مي خواهند جلسه فوق العاده تشكيل دهند البته با همان شرط كه اگر به
حد نصاب برسند!

در يك محيط رسانه اي، فردي خبري را در دست گرفته است و به سوي ما مي دود.

خبر واژگوني قايقي بنگلادشي در آب كه به گفته او صدها كشته داده است. شايد او مي
خواهد با اين خبر به ما تسكين دهد! و شايد مي خواهد به مسئولان بگويد كه نگران
نباشيد، همه جا بي تدبيري هست. همه جا غفلت و خودكامگي هست. و اگر شما هنوز
نتوانسته ايد در مديريت شهري خود قتل عام كنيد، ديگران از عهده اين مهم برآمده اند!

هنگام شب، مسئولان در مناظره هاي تلويزيوني به جان هم افتاده اند. يك مسئول آموزش و پرورش مي گويد كه وقتي دانش آموزان به شهر مي روند مسئول امنيت جان آنها، معلمان و مديران نيستند، كار آنها تعليم و تربيت است و يك مسئول شهرداري پاسخ مي دهد كه چنين نيست اگر نمي توانيد از بچه ها محافظت كنيد، آنها را به اردو نبريد.

اكنون آيا اين «حادثه»اي است كه نبايد اتفاق مي افتاد و يا «واقعه»اي است كه براساس
تدبير و مديريت مان قابل پيش بيني بود و لاجرم اتفاق مي افتاد و لذا نمي توان از آن
دفاع كرد، كدام يك؟


 
 
روز جديد
نویسنده : - ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۸ اسفند ۱۳۸۱
 
امروز روز جديدی بود

بعد يک سری اتفاقات که دارم هنوز پشت سر می زارم خوبه شما هم بدونيد بعد از

اينهمه وقت تازه فهميدم آدم شانس زندگيشو خودش می تونه عوض بکنه.

شايد خيلی مسخره به نظر برسه ولی يه سکه دارم که هر روز بيدار ميشم ميندازم

تا روزمو ببينم چه جوري ولی خوب .....(بقیه اش دیگه به اختیار خواننده ! مایهْ خجالته)

,live it for tomorrow but i'm felan live for today