...

سرسپرده ام پیشاپیش
به نیرویی حاکم بر سرنوشتم.
و در پر کاهی نیز نمی آویزم.
پس مرا چیزی نیست ،
تا به حفظ آن بکوشم.
مرا اندیشه ای نیست،
پس می توانم ببینم.
مرا هراس از چیزی نیست،
پس می توانم خود را بیاد آرم.
جدا و در سبکبالی
پیشی می گیرم از عقاب
تا رسم به رهایی.

image-display?photo_id=1391087&size=sm

/ 7 نظر / 11 بازدید
مسافر خسته

سلام ممنون از اینکه به من سر زدی امیدوارم دوستان خوبی باشیم در پرشین... در ضمن شعرت خوب بود

bahar

به به...خيلی ممنون .....سال خوبی رو شروع کنيد ...ايشالله

EMIL

سلام . از وبلاگتون لذت می برم. بازم ميام

شايد

سلام ،ممنون از اين که به من سر زديد.می گم اين شعر را خودتون گفتيد؟قشنگ بود! راستی اميدوارم روز تولد من را هم فال يا طالع بينی يا نمی دونم اسمش هر چی که هست را بنويسيد ،اگه همين جور ادمه بديد کم کم بهش می رسيم!

ستاره

سلام دوست عزيز...ممنون که اسمم رو به ليست وبلاگ دوستان اضافه کردی..اميدوارم که در راهی که انتخاب کردی موفق باشی و هر چه زودتر به رهايی برسی...سال خوبی داشته باشی.

ترمه

ممنون از لطفتون...متن قشنگی بود..موفق باشی

mehdi

سلام ممنون که لطف کردی و به من سر زدی